|
درک حوادث تاریخ معاصر ایران، بدون آذربایجان و رفتارشناسی آذربایجان و نگاه به اتفاقات یک قرن اخیر از ابتدای شروع انقلاب مشروطه ناممکن بوده، و توجه به حقیقت نقش اساسی آذربایجان در تحولات مثبت و منفی یک قرن اخیر از بدیهیات می باشد. با عنایت به واقعیت فوق، اشاره مختصر موضوعی به حوادث مهم مقطع زمانی مورد اشاره را ضروری دانسته و فعالین و ملت آذربایجان را به دقت و تعمق بیشتر در چگونگی رفتار خویش در خصوص حوادث اخیر (تهران ) و ا می داریم.
1- تحقق انقلاب مشروطه به عنوان مهمترین انقلاب تاریخ معاصر ایران که خود نتیجه انقلاب روشنگری و مدرنیزم خود بود، بدون مشارکت حداکثری آذربایجان، چه از بعد نظری و چه از بعد عملی ممکن نبود. این انقلاب هر چند جامعه ایران را با انرژی آذربایجان وارد مرحله نوینی از حیات خود نمود، ولی به خاطر عدم دخالت جوهره اصلی آذربایجان یعنی هویت ملی ( تورکی) در فونداسیون فکری، نظری و عملی انقلاب مشروطه و تبع آن، افتادن رمز بازیهای سیاسی به دست مرکزگرایان، ملت آذربایجان متحمل هزینه های سنگینی گردید که هنوز هم ادامه دارد. حوادث بعدی انقلاب مشروطه و حرکات تحت رهبری شیخ محمد خیابانی که بنا اعلام خودش هدف قیام را احیای اصول مشروطیت قرار داده بود، مستثنی بر قاعده فوق نگردید.
2- به موازات حرکات مشروطه و متعاقب آن اکثر جنبش های سیاسی اعم از چپ و راست و عمدتا در قالب احزاب سوسیالیست و یا با ماهیت سوسیالیستی که عمدتا خواستگاه آذربایجانی داشتند، باز به علت عدم توجه کافی به هویت واقعی آذربایجان ( تورک بودن) و حتی بعضا عدم توجه کافی به خود آذربایجان چه از نظر کیفیت تمدنی و چه از نظر موقعیت مکانی و جمعیتی که در واقع و همیشه تاریخ از عراق عجم تا دربند را شامل شده و اکثریت قاطع جغرافیای ایران را در بر می گیرد. ضمن نفوذ دادن ارزشها ی نوین تمدنی اعم از آزادی، دمکراسی و سایر اصول مترقی در حد معین به جامعه و جغرافیای ایران، باعث تضعیف و بعضا تخریب فیزیکی و انسانی خود موضوع (آذربایجان) شده اند. که نمونه بارز آن حرکات مرحوم پیشه وری و به دنبال آن احزاب ریز و درشت چپ، حرکت مرحوم شریعتمداری و حتی خود انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق می باشد.
3- توجه دقیق به حوادث فوق دو مسئله عمده را بصورت آشکار پیش چشم هر نظاره گر دقیق و منصف می گذارد.
الف: عدم توجه کافی آذربایجان به جایگاه خود از نظر مکانی، تمدنی و جمعیتی و عدم دخالت هویت تورکی در ماهیت و رکن اساسی حرکات فوق.
ب: سوء استفاده جریانات مرکزگرای فارس محور با دخالت در حوزه عقیدتی، هویتی، مکانی و جمعیتی آذربایجان و سوق دادن انرژی آذربایجان در مسیر دلخواه و نهایتا انتفاع حداکثری در جهت اهداف راسیستی و تخریبی و استعمار همه جانبه آذربایجان.
4- در مقطع زمانی 20 ساله اخیر ملت آذربایجان با تکیه بر تجربیات ارزشمند خود در یکصد سال اخیر و پا گذاشتن به ردپای بزرگان خود از ستارخان، پیشه وری، شریعتمداری . . . و دخالت دادن عنصر اساسی و جوهره ملت یعنی ( تورک بودن) به حرکات ملی و تاریخی ما قبل توانسته تا حدود زیادی حوادث ریز و درشت داخل و پیرامون آذربایجان را در جهت منافع خود ارزیابی و مسیر اتفاقات را در حد ممکن به طرف ماهیت و منافع واقعی سوق دهد. بررسی واقع بینانه حرکت ملی نوین آذربایجان که متکی بر دو عنصر اساسی ( ملی) و (مدنی) است که در قالب حوادث مختلف از تجمع در قلعه بابک، مراسم ستارخان و باقر خان، حماسه خرداد 1385 . . . توسط شاخه دانشجویی، روشنفکری، مردمی خود به منصه ظهور رسیده مؤید واقیت فوق می باشد. به طوری که امروز، حرکت نوین آذربایجان به تنها آلترناتیو رژیم در کل آذربایجان تبدیل شده و اگر توجه داشته باشیم که آذربایجان با 35 میلیون جمعیت اکثریت ایران را تشکیل می دهد به جایگاه واقعی این حرکت واقف خواهیم شد. در این مقطع زمانی کلیه حوادث و مسائل رخ داده در آذربایجان و یا در ارتباط با آذربایجان شدیدا تحت تاثیر حرکت نوین آذربایجان قرار گرفته و ملت آذربایجان با متانت خواص خودش اقدام به تنظیم مناسبات خود با مسائل درگیر نموده است.
5- بررسی انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری
در اینجا از ورود به مسائل قبل از رای گیری و نحوه تامل و چگونگی برخورد ملی آذربایجان با آن خودداری نموده و به زمان دیگری موکول می کنیم. و آنچه که در حال حاضر مد نظرات حوادث بعد از اعلام احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور منتخب از طرف وزارت کشور ایران می باشد. تذکر این نکته خالی از فایده نخواهد بود که بطوریکه آذربایجان در شرایط بوجود آمده فعلی که در تهران منجر به شروع یک مبارزه ی ضد دیکتاتوری گردید، نقش اساسی داشته و دارد. علی الخصوص اگر در نظر بگیریم رهبریت این حوادث ( مهندس میر حسین موسوی) عمدتا به خاطر ترک آذربایجانی بودن و نیز با حمایت مردم تهران که دارای اکثریت مطلق تورک آذربایجانی و داخل در جغرافیای آذربایجان واقعی است توانسته اند در این 4-5 روز این مبارزات را به این مرحله برسانند.
در خصوص نحوه تعامل بخش اصلی آذربایجان که عمدتا با محوریت تبریز و فعالین ملی مد نظر ایت توجه به 2 نکته اساسی ضروری می باشد:
الف: از یک طرف آذربایجان همیشه پرچمدار مبارزات ضد دیکتاتوری و آزادیخواهی بوده و می باشد که مورد اذعان دوست و دشمن هست. آذربایجان به جهت برتری اخلاقی همیشه نسبت به بی عدالتی ها و نقض حقوق اساسی ملت حساس بوده و همیشه پاسخی درخور به بی عدالتی ها داده است.
ب: از طرف دیگر آذربایجان همیشه از سوی جریانات مرکز محور با ماهیت راسیستی پان فارسی مورد سوء استفاده و استعمار قرار گرفته است، که این تجربیات هم در مقاطع مختلف تاریخ معاصر از مشروطیت تا جنگ ایران و عراق پیش چشم تجربه ملت آذربایجان می باشد و هم در مرحله نوین حرکت آذربایجان بالعین موجود هست که نمونه عینی و بارز آن در حماسه خرداد 1385 آذربایجان می باشد که جریانات مرکز گرا اعم از چپ و راست داخل و خارج نه تنها در کنار ملت آذربایجان نبودند بلکه با سانسور و تخریب و حتی تحریک حاکمیت به شریکان جرم نظام فاشیستی جمهوری اسلامی در سرکوب ملت مظلوم آذربایجان تبدیل شدند. و بر اساس یک قانون نوشته و نا نوشته راسیستی فارسی – آریایی با عملکرد یکسان، به هیچ عنوان دچار احساسات آنی نشوند و هیچ اهمیتی به شعارهای رنگارنگ خود از قبیل – ایران برای همه ایرانیان- جامعه درست، حقوق بشر، دمکراسی . . . ندارند. بنابراین بزگترین عامل و بانی شرایط موجود همین قوانین نوشته و نانوشته پان آریاییست که توسط عوامل مختلف چپ و راست داخل و خارج و حامیانشان تولید، باز تولید و اجرا می شود.
لذا ملت آذربایجان با لحاظ کلیه تجارب دور و نزدیک خود و با تکیه بر دو جنبه متضاد، به جهت اخلاقی و انسانی از مبارزات ضد دیکتاتوری موجود حمایت نموده و با تایید مبارزات عملی بخش تهران آذربایجان به شدت حوادث را زیر نظر داشته و در صورت اقتضاء و فراهم دیدن رهبری و هدایت حوادث با محوریت آذربایجان و تطابق سیر طبیعی و متعارف جریانات با اهداف ملی و انسانی خود بخش اصلی وارد میدان خواهد شد.
|